الشيخ أبو الفتوح الرازي
112
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
الَّا اللَّه و در دلش مثقال ذرّهاى خير باشد . جويبر ( 1 ) گويد از ضحّاك كه ضحّاك گفت : به من رسيد خبرى از رسول - عليه السّلام - كه من آن خبر را منكر بودم ، برخاستم ( 2 ) براى آن خبر رحلت كردم و به مدينه آمدم تا از صحابه بپرسم . در مسجد رسول آمدم دو حلقه ( 3 ) ديدم دو پير را پشت باز داده ديدم ، پرسيدم كه اينان كهاند ؟ گفتند : يكى ابو سعيد خدرى است و يكى أبو هريره . من ابو سعيد را گفتم : يا با سعيد ( 4 ) ! خبرى روايت مىكنند از رسول - عليه السّلام - و مرا در آن خبر شك است ، و براى آن آمدهام تا بدانم كه رسول - عليه السّلام - آن » گفته است ( 6 ) يا نه ؟ گفت : آن خبر كدام است ؟ گفتم اين كه مىگويند رسول گفت : انّ قوما يخرجون من النّار بعد ما صاروا حمما و فحما ، گروهى را از دوزخ بيارند كه ايشان سوخته شده باشند و از سوختگى فحم شده باشند . او اشارت به گوش كرد ، آنگه گفت : سمعت رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه و آله - و الَّا صمّتا ، گفت : از رسول شنيدم اين خبر و الَّا كر باد اين گوشها . پس گفت رسول - عليه السّلام - گفت : خلقان در قيامت به دو طبقات ( 7 ) باشند . گروهى آنان باشند كه ايشان را صحيفهاى بر نه افلاجند ، و ترازوى بر ندارند ، و آن انبيا و اوصيا و اوليا و صدّيقان و شهدا باشند ، و گروهى آن باشند كه ايشان را صحيفه بر افلاجند و ترازو بردارند ، ايشان نيز بر سه طبقه باشند : گروهى آن باشند كه ايشان را حسنات بيش از سيّئات باشد ، خداى تعالى ايشان را به بهشت فرستد ، و گروهى آن باشند كه ايشان را حسنات و سيّئات راست باشد ، خداى تعالى بفرمايد تا ايشان را مدّتى در عرصات قيامت موقوف كنند ، آنگه به بهشت فرستند ايشان را ، و گروهى آن باشند كه سيّئاتشان بيش از حسنات باشد ، حال ايشان از چند وجه بيرون نباشد : امّا خداى تعالى بر ايشان رحمت كند و ايشان را عفو كند و به تفضّل ايشان را به بهشت فرستد ، و امّا من شفاعت كنم يا كسى كه از اهل شفاعت باشد خداى تعالى ايشان را به او بخشد . اگر اين هر ( 8 ) دو نباشد ، خداى تعالى بفرمايد تا ايشان را به دوزخ برند و به
--> ( 1 ) . اساس : حسن ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد ، آب ، لب ، آز ، مش : جوهر . ( 2 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، مش : برخواستم . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : و حلقهاى . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ابا سعيد . ( 5 ) . آب ، آج ، آز ، مش را . ( 6 ) . آط ، آج ، لب : هست . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بر طبقات . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : هيچ .